عبدالله مستوفى
491
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كوچكتر قفل شده بود بيرون آورد . در آن را باز كرده صندوق كوچكتر و كوچكتر ديگر و همينطور تا بصندوقچهء كوچكى كه در آن قوطى مقوائى بسيار كوچكى بود رسيد . در آن را گشوده از وسط صندوقها و صندوقچهها كه سطح اطاق را پر كرده بود راهى پيدا كرده نزديك مسند آمد و دو زانوى ادب به زمين زده قوطى را جلو حاجى گذاشت . محتويات اين قوطى بيش از دو سه سير نبوده عطرى از آن بلند شد كه فضاى اطاق را معطر كرد . بديهى است اول چيزىكه حاجى از او سؤال كرد ، مقدار و طرز استعمال دارو بود . شارلاتان گفت : « قربان ! اين دارو چهل مثقال تمام است ، گذشته از وقت و زحمت و دوندگىهائى كه براى پيدا كردن عقاقير آن به كار رفته است ، هر مثقالى دو تومان قيمت ادويهء آنست . اجزاء اين دارو از دواهاى معمولى نيست كه همهجا و نزد هر عطارى يافت شود . شايد گاهى بايد يكسال معطل شد يا يكى دو تا از نايابهاى آنها را از هندوستان خواست . وقتى هم برسد . معلوم نيست خوبش باشد . در اين صورت جاننثار تصور ميكنم تا ممكن است بايد در مقدار استعمال صرفهجوئى كرد . طرز استعمال آن هم اينستكه بايد مقدارى از اين دارو با يك موضع حساس كك تماس پيدا كند . بنابراين بهترين رويهء استعمال آن اين است كه همين كه كك را ديديد ، فورا نوك انگشت سبابه را به زبان مبارك آشنا كرده ، رطوبتى در آن ايجاد فرمايند و بلا تأمل روى كك بگذارند و انگشت نر را بانگشت سبابه نزديك برده جانور موذى را ميان دو انگشت بگيريد و طورى آن را از سطح بدن بربايند كه سرش به سمت نوك انگشتان جنابعالى باشد . بعد با يك سنجاق مقدار بسيار كمى از اين داروى قيمتى گرفته و دقت بفرمائيد درست به چشم حيوان بريزيد . اثر معجزآساى دارو فورا حيوان را كور مىكند و ديگر نميتواند جستوخيز كرده جنابعالى را به زحمت بيندازد . گذشته از اين ، چون دارو بنقطهء حساس بدن جانور اصابت كرده است ، بعد از يكى دو ساعت زندگى را بدرود ميگويد و الى الا بد از شر او جنابعالى و هم ساير خلق خدا فارغ خواهند شد . » حاجى قدرى فكرى كرده گفت : « اگر كك را بتوانم ميان دو انگشت خود بگيرم كه با همان دو انگشت آن را له ميكنم ، چه حاجت به اين دارو دارم ؟ » شارلاتان گفت : « البته اينهم يكى از راههاى دفع اين حيوان موذى و طريقهء اختراعى جنابعالى هم خيلى خوب طرزى است . » متوجه باشيم كه دفع سن بوسيلهء توليد ناخوشى در حيوان با سمپاشى ، مثل داروى كك حاجى ميرزا آقاسى نشود كه بعد از خرج و زحمت زياد ، طريقهء اجراى آن با اسباب و وسائلى كه امروز در دسترس است ، بمشكلات برخورد كرده و بالاخره هم اثر آن قطعى نباشد و طرز سوزاندن تمام بوتههاى محل زمستانى آنها بر اين طرز ترجيح پيدا كند . بهرصورت چنان كه در بالا هم اشاره كردهام ، سالى پنجاه هزار خروار غله ضرر اين آفت است كه بايد بهر قيمت و زحمتى كه هست چارهاى براى دفع آن فكر كرد . من با وسائل